چایخانه اهواز؛ پایتخت گمنام ایثار زنان در هشت سال دفاع مقدس
در روزهای آغازین جنگ تحمیلی و در شرایطی که شهر اهواز زیر بمبارانهای سهمگین هوایی و موشکی قرار داشت، ساختمانی قدیمی در کنار رود کارون موسوم به «چایخانه سنتی اهواز» به یکی از شگفتانگیزترین قرارگاههای پشتیبانی تاریخ جنگهای معاصر تبدیل شد. این قرارگاه که بعدها به نام «پایگاه شهید رستمآبادی» نامگذاری گردید، به همت و فرماندهی مادر فداکار شهید سید حسین علمالهدی، «حاجیه خانم سیده بتول جزایری»، پایهگذاری شد.
نکتهرسالت عظیم چایخانه اهواز
روزانه صدها گونی لباس، پتو، اورکت و ملحفه آغشته به خون، خاک و مواد شیمیایی که از خطوط مقدم جنوب به اهواز بازمیگشت، توسط صدها شیرزن فداکار خوزستانی تفکیک، در حوضچههای آب شستوشو، ضدعفونی، رفوگری و بستهبندی میشد و مجدداً به خطوط نبرد ارسال میگردید.
استناد: اسناد ستاد پشتیبانی جنگ خوزستان
فرماندهی معنوی حاجیه خانم جزایری
مادر شهید علمالهدی علیرغم داغ شهادت دو فرزند دلاورش، هرگز در خانه ننشست. او صبحهای زود عصازنان وارد چایخانه میشد و تا غروب در کنار سایر بانوان میایستاد. هرگاه خبر بمباران یا حمله دشمن میرسید، این مادر شهید با فریادهای تکبیر و قرائت خطبههای حضرت زینب (س) دل زنان را محکم میکرد.
در این پایگاه، دستهای تاولزده زنان و بوی مواد ضدعفونیکننده و شوینده، با ذکر دعا و زیارت عاشورا در هم میآمیخت. بسیاری از مجروحان و رزمندگان جبهههای کرخهکور، هویزه و سوسنگرد، سلامتی و ادامه حضور خود در خط را مدیون لباسهای گرم و بهداشتی ارسالی از این پایگاه میدانستند.
««ما در چایخانه اهواز صحنههایی از ایثار دیدیم که در هیچ کتابی نمیگنجد. مادری را دیدم که لباس خونین فرزندش را با دست شست و بدون آنکه ناله کند، بوسید و گفت: فدای علیاکبر حسین...»»
سردار شهید حاج صادق آهنگران
خاطرات پشتیبانی جبهه خوزستان
