منظومه کلمات قصار؛ حکمتهای ماندگار از قلب یک فرمانده جوان
سردار شهید سید محمدحسین علمالهدی نه تنها یک فرمانده شجاع میدان نبرد، بلکه متفکری عمیق، قرآنپژوهی برجسته و شیفته کلام امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه بود. جملات کوتاه، پرمغز و الهامبخش او در نامهها و دستنوشتههایش، منشور هدایت و خودسازی برای نسلهای متمادی است.
۱. در باب نهجالبلاغه و انس با خاک
««روزی یک صفحه نهجالبلاغه بخوانید تا روح شما از غبار روزمرگی پاک شود. علی (ع) ابوتراب بود و ما نیز تا با خاک انس نگیریم و منیّت خود را در برابر حق به خاک نساییم، راهی به آسمان نخواهیم یافت.»»
شهید سید محمدحسین علمالهدی
کلاس درس نهجالبلاغه در مسجد جزایری اهواز — پاییز ۱۳۵۹
۲. در باب خلوت سنگر: خانه فریاد و سکوت
««تنهایی عمیقترین و زیباترین لحظات زندگی انسان است؛ در تنهایی است که انسان با خویشتن و با خدای خویش روبرو میشود. خدایا این خانه کوچک، این خانه فریاد و سکوت را بر من مبارک گردان...»»
شهید سید محمدحسین علمالهدی
دستنوشته نیمهشب در سنگر هویزه — ساعت ۱ تا ۲ بامداد
۳. در باب نقد تجملپرستی و جامعه مصرفی
««بزرگترین مصیبت انسان معاصر این است که هدف زندگی را گم کرده و تمام عمر خود را صرف تهیه ابزار زندگی میکند! خانه مجلل، خودروی گرانقیمت و وسایل لوکس، ابزارند نه هدف. وای به روزی که انسان بنده ابزار خود شود...»»
شهید سید محمدحسین علمالهدی
یادداشت فلسفی دوران دانشگاه مشهد — ۱۳۵۷
۴. در باب مقاومت و استقامت در برابر دشمن
««تا الان مقاومت کردید، از حالا به بعد باید استقامت کنید! مقاومت یعنی ایستادن در برابر ضربه دشمن، اما استقامت یعنی خستگیناپذیری تا فتح نهایی. تانکهای دشمن آهنیناند، اما ایمان ما از فولاد محکمتر است.»»
شهید سید محمدحسین علمالهدی
خطاب به رزمندگان سپاه هویزه — دیماه ۱۳۵۹
