خلوت عارفانه و نجواهای سنگر در دل شبهای هویزه
در آذر و دیماه سال ۱۳۵۹، چند روز پیش از آغاز عملیات بزرگ نصر در دشت هویزه، سید حسین علمالهدی در خلوت شبانه سنگر و در ساعت یک تا دو بامداد یادداشتهایی عارفانه و تکاندهنده به رشته تحریر درآورد. این دستنوشتهها که بعدها در آثار مستندی همچون کتاب «فریاد و سکوت» و «لحظههای آشنا» گردآوری شد، نمایی ژرف از سلوک توحیدی و عرفان حماسی این فرمانده جوان دانشجو را به تصویر میکشد.
نکتهمتن اصیل دستنوشته ساعت ۱ تا ۲ بامداد در سنگر هویزه:
«در این چند روز با خاک انس گرفتهام، بوی خاک گرفتهام، رنگ خاک گرفتهام. حال میفهمم که چرا پیامبر (ص)، علی بن ابیطالب (ع) را ابوتراب نامید... خاک مظهر تواضع، افتادگی و پناهگاه انسان است. تنهایی عمیقترین و زیباترین لحظات زندگی یک انسان است. خدایا این خانه کوچک، این خانه فریاد و سکوت را بر من مبارک گردان... اینجا خاکستر تمام هواها و هوسهاست.»
استناد: دستنوشتههای مستند شهید علمالهدی / سنگر هویزه - دی ۱۳۵۹
مفهوم «خانه فریاد و سکوت» در اندیشه شهید
سید حسین سنگر محقر هویزه را «خانه فریاد و سکوت» مینامید؛ سکوت در برابر هیاهوی فانی دنیا و مناصب ظاهری، و فریادی رسا در برابر طغیان کفر و ستم. او در همان شبها به یاران خود یادآور میشد که زندگی را فدای ابزار زندگی نکنند و هر شب با تفکر در آیات جهاد و نهجالبلاغه، پیوند میان عقلانیت مبارزه و معنویت بندگی را تجدید نمایند.
