کتاب «لحظههای آشنا»؛ گلچین داستانکهای زندگی یک فرمانده جوان
کتاب «لحظههای آشنا» تدوینشده توسط انتشارات هویزه و ستاد بزرگداشت شهدای دانشجو، مجموعهای خواندنی و منحصربهفرد از «۱۱۴ خاطره کوتاه و مینیمال» از زندگی شهید سید محمدحسین علمالهدی است. این اثر با هدف بازخوانی سریع، کاربردی و روان سیره شهید برای نسل جوان، دانشجویان و مربیان تربیتی تدوین شده است.
نکتهویژگی ساختاری: روایتهای یکصفحهای و مستند
هر یک از ۱۱۴ خاطره این کتاب در حجمی کمتر از یک صفحه و با ذکر نام دقیق راوی (مادر، خواهران، برادران، همکلاسیهای دانشگاه مشهد و همرزمان هویزه) تدوین شده است تا برای مطالعه روزانه و بازنشر رسانهای کمال تناسب را داشته باشد.
استناد: انتشارات هویزه
گزیدهای از خاطرات ماندگار کتاب
• **خاطره شماره ۱۸ (روزی یک صفحه نهجالبلاغه):** حسین همیشه یک نهجالبلاغه جیبی همراه داشت. میگفت: هر روزی که یک صفحه از کلام مولا را نخوانم و نفهمم، حس میکنم روحم گرسنه مانده است.
• **خاطره شماره ۴۲ (مدارا با اسیر عراقی):** در خط هویزه یک سرباز عراقی را اسیر کردیم که از تشنگی توان راه رفتن نداشت. حسین قمقمه آب خودش را به او داد و با دست خود عرق از پیشانیاش پاک کرد و به عربی گفت: انت اخونا فیالدین (تو برادر دینی ما هستی).
• **خاطره شماره ۹۴ (نماز شب در گودال):** در شبهای سرد هویزه، در تاریکی مطلق بیابان، گودالی کوچک میکند و در آن به سجده میافتاد. صدای گریه آرام او دل هر رهگذری را تکان میداد.
