خاطره ۱۶ از کتاب سید حسین: اصرار و مجاهدت خستگیناپذیر برای تصویب اصل ولایت فقیه در خبرگان
کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره) را خوانده بود و با گوشت و خونش عجین شده بود. پیشنویس قانون اساسی که منتشر شد من تهران بودم. چند بار آمد سراغم. چه حرص و جوشی میخورد! میگفت: «چرا حرفی از ولایت فقیه در قانون اساسی نیست؟ اگر ولایت فقیه نباشد که همه زحمات تا الآن و خون شهدا هدر میرود…» تازه اصرار داشت باید قوای سهگانه در عرض هم و هر سه در طول ولایت فقیه تعریف شوند.
نماینده اهواز در خبرگان بودم اما اینقدر شرایط مجلس خبرگان قانون اساسی و تنوع افکار شدید بود که خیلی حرفش را جدی نگرفتم. حسین اصرار پشت اصرار. کم آوردم؛ رفتم قم خدمت امام و گفتم برخی دوستان اصرار دارند اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بیاید. امام فرمودند: «متن نهایی که نیست؛ شما هم صاحب اختیارید.»
رفتم مجلس، وقت گرفتم و سخنرانی کردم… سه کمیسیون داشتیم و ولایت فقیه به هیچکدام ربطی پیدا نمیکرد. کمیسیون چهارم را با دکتر بهشتی، آقای یزدی و دیگران تشکیل دادیم. بنیصدر هم خودش را انداخت وسط و عضو کمیسیون شد. اقتدار خورشید پرنور ولایت فقیه را در دنیای امروز به طور ویژه مدیون بصیرت و آیندهنگری حسین هستیم.
نکتهشناسنامه و مأخذ خاطره
این خاطره مستند از کتاب «سید حسین» (تدوین گروه فرهنگی نشر یا زهرا) پیرامون ابعاد سلوک، مبارزات، تدریس نهجالبلاغه و فضایل اخلاقی شهید سید محمدحسین علمالهدی روایت شده است. 📌 موضوع: دیدار با امام در قم و تشکیل کمیسیون ویژه ولایت فقیه با شهید بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی
استناد: کتاب «سید حسین» — انتشارات یا زهرا (س)
مشاهده همه خاطرات کتاب «سید حسین»
فهرست جامع ۲۲ خاطره و ناگفتههای مستند از زندگی و مبارزات شهید علمالهدی
