خاطره ۶ از کتاب سید حسین: ملاقات پشت میله‌های پادگان اهواز و روحیه پولادین

زمان مطالعه: ۱ دقیقه دقیقه
شهید سید محمدحسین علم‌الهدی
به مادر سلامم برسانید و بگویید حالم خوب است. معلوم بود دایی دارد خالی‌بندی می‌کند. در پادگان اهواز و از پشت میله‌هایی که چند متر میان ما فاصله انداخته بود،...
قسمت هایی از کتاب سید حسین
تصویر مطلب: قسمت هایی از کتاب سید حسین

خاطره ۶ از کتاب سید حسین: ملاقات پشت میله‌های پادگان اهواز و روحیه پولادین

به مادر سلامم برسانید و بگویید حالم خوب است. معلوم بود دایی دارد خالی‌بندی می‌کند. در پادگان اهواز و از پشت میله‌هایی که چند متر میان ما فاصله انداخته بود، نمی‌شد درگوشی حرف زد.

دایی اما صدایش را کمی بالا و پایین کرد و گفت: «البته پیش خودتان بماند، حکم اعدامم آمده برای چهار روز بعد…»

با پایان حکومت نظامی شاه و خروش مردم انقلابی، ورق برگشت و حسرت اعدام حسین برای همیشه به دل دژخیمان ماند.

نکتهشناسنامه و مأخذ خاطره

این خاطره مستند از کتاب «سید حسین» (تدوین گروه فرهنگی نشر یا زهرا) پیرامون ابعاد سلوک، مبارزات، تدریس نهج‌البلاغه و فضایل اخلاقی شهید سید محمدحسین علم‌الهدی روایت شده است. 📌 موضوع: پیام محرمانه از پشت میله‌های پادگان اهواز و اعلام خونسردانه صدور حکم اعدام

استناد: کتاب «سید حسین» — انتشارات یا زهرا (س)

مشاهده همه خاطرات کتاب «سید حسین»

فهرست جامع ۲۲ خاطره و ناگفته‌های مستند از زندگی و مبارزات شهید علم‌الهدی

درگاه جامع کتاب سید حسین
اشتراک‌گذاری این سند:

سایر روایت‌ها و آثار مرتبط

کتاب•۲۵ مهر ۱۴۰۵

کتاب «لحظه‌های آشنا»؛ ۱۱۴ داستانک و خاطره کوتاه از سیره و اخلاق شهید علم‌الهدی

معرفی کتاب «لحظه‌های آشنا» شامل ۱۱۴ برش کوتاه و جذاب از زندگانی، رفتار، اخلاق و مبارزات شهید سید محمدحسین علم‌الهدی در ۱۲۸ صفحه؛ منبعی ناب برای نسل جوان و فضای مجازی.