خاطره ۹ از کتاب سید حسین: سخنرانی طوفانی با نام مستعار یعقوبی و فرار در تابوت یخ
با اسم مستعار یعقوبی بالای منبر رفتم و سخنرانی جانانهای علیه شاه و رژیمش در حسینیه آبادان کردم. مأمورها همه را به باد کتک گرفتند و من هم دستگیر شدم. با قطار مرا جابهجا کردند. در ایستگاه اهواز از دستشان فرار کردم و به خانه آقای یحیوی رفتم. حسین همسرم را آورده بود آنجا.
چند لحظه بعد ساواک زنگ زد و گفت: «هادی غفاری اونجاست؟» تا قبل از رسیدن آنها، حسین مرا در یک تابوت جاسازی کرد و تابوت را گذاشت در وانت یخ! رفتیم شوشتر و از آنجا با ماشین به گتوند و کلی به ریشتراشیده ساواکیها خندیدیم!
نکتهشناسنامه و مأخذ خاطره
این خاطره مستند از کتاب «سید حسین» (تدوین گروه فرهنگی نشر یا زهرا) پیرامون ابعاد سلوک، مبارزات، تدریس نهجالبلاغه و فضایل اخلاقی شهید سید محمدحسین علمالهدی روایت شده است. 📌 موضوع: عملیات متهورانه انتقال حجتالاسلام هادی غفاری در تابوت وانت یخ به شوشتر و گتوند
استناد: کتاب «سید حسین» — انتشارات یا زهرا (س)
مشاهده همه خاطرات کتاب «سید حسین»
فهرست جامع ۲۲ خاطره و ناگفتههای مستند از زندگی و مبارزات شهید علمالهدی
